پرکلاغی
همیشه. البته جای دوستان خوبی مثل قالیچه پرنده که همیشه به اینجا لطف داشتند کاملا محفوظه.
پیامکی که همین الان به دستم رسید. سرمست شد نگارم، بنگر به نرگسانش مستانه شد حدیثش، پیچیده شد زبانش 1. لیدی ال (رومن گاری) 2. موش ها و آدمها (جان اشتاین بک) 3. مرگ فروشنده (آرتور میلر) 4. زن تسخیر شده (دونالد بارتلمی) 5. (Tipping the Velvet (Sarah Waters بعدش چند تا کتاب رو به صورت موازی شروع کردم به خوندن ولی بیشتر از همه دارم بادبادک باز رو میخونم و فکر میکنم اون زودتر از همه تموم شه.
زندگی تاریک تر شده!
.عوض شدن قالب موقتی است لطفا به گیرنده های خود دست نزنید! اعتراف میکنم دیدن صفحه فیسبوک دلم رو میزنه٬ اعتراف میکنم خیلی وقته حوصله گوگل ریدر و وبلاگخونی ندارم٬ اعتراف میکنم خیلی وقته به ایمیلهایی که دوستام برام میفرستن سر نزدم٬ و اعتراف میکنم دیگه حس و حالی واسه نوشتن این وبلاگ ندارم و اینجا رو دوست ندارم. اما: اعتراف میکنم هر شب یه مطلب جدید توی وبلاگ انگلیسی ام مینویسم و احساس میکنم زندگی اونجا جریان داره. میبینید٬ همیشه توی این دنیای بی در و پیکر مجازی یه جایی وجود داره که توش خودتو گم و گور کنی! دیروز روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بود. راستش من زیاد به
مسابل مربوط به زنان توی این وبلاگ ننوشتم به دو دلیل: اول اینکه همیشه فکر کردن
راجع به این مسایل و بعضی بیعدالتیها خیلی ناراحتم میکنه و دوم اینکه به نظرم اون
قدر قلم رسایی ندارم که بخوام راجع به این روز و مسائل خیلی بنویسم٬ میدونم که
وبلاگنویس های زیادی هستند که خیلی بهتر و قشنگتر از من به این روز پرداختند. امروز
صبح داشتم اخبار جهان رو مرور میکردم که دیدم دو تا خبرنگار زن خارجی توی مصر مورد
آزار و اذیت قرار گرفتند و پارسال هم لارا لوگان خبرنگار زن سی بی اس وسط میدان
التحریر قاهره مورد تجاوز گروهی قرار گرفت و لباس هاش رو پاره پاره کردند و چنان
موهای سرش رو کشیدند که به گفته خودش احساس میکرد پوست سرش بعضی جاها کنده شده. از
این همه وحشیگری دهنم باز مونده بود. توی جامعه ای که با خبرنگار زن خارجی این طور
برخورد میکنند معلومه که زنهای خودشون وضعی بسیار اسفبار دارند. با اینکه میگن توی
ایران خیلی قوانین و شرایط در مورد زنان تبعیض امیز هست و با این حرف موافقم٬ اما
فکر میکنم کشورهای زیادی هستند که وضع زنها اونجا خیلی بدتر و رنج آورتر از زنان و
دختران ایرانی باشه. به هرحال٬ در خاتمه مطلب میخوام راجع به گروهی از زنان و دختران
ایرانی صحبت کنم که زیاد بهشون پرداخته نشده و خیلی کم در موردشون نوشته اند.
دخترانی مثل کیانا فیروز. لینک پایین رو بخونید و دوست دارم بهش فکر کنید. فکر کنم دارم خل میشم! به قول محسن نامجو: "یک روز از خواب پا میشی٬ میبینی رفتی به باد". از عجایب خلقت اینه که وبسایتهای مجله های فشن وگ و ال در ایران پیلتر نیستند! به نظر شما عجیب نیست؟ من وقتی از یه آهنگ خوشم میاد اینقدر بهش گوش میدم تا هم خودم حال تهوع بگیرم هم خود خواننده بیاد یکی بزنه تو گوشم بگه بسه دیگه، چند بار گوش میدی؟ دست از سر ما بردار دیگه! به هر حال غرض از مقدمه چینی وخواستم بگم دو سه روزه گیر دادم به خانوم آن موری و مزاحمایشون شدم! دو تا از آهنگاش خیلی قشنگ هستند و قدیمی. حتما پیداش کنید و بهش گوش بدید. مطمئنم شما هم چند روزگیر میدید به این دو تا آهنگ I Just Fall in Love again He Walked with Me in the Garden بعضی ها میگن مشکل روحی، وبعضی ها که مثلا دلسوزترند میگن بیمارند و بایددرمان بشوند. اما واقعیت کدومه؟ نان سیر... و دیگر هیچ! آزمون حقيقي اخلاق بشريت، چگونگي روابط انسان با حيوانات است، به ويژه حيواناتي كه در اختيار و تحت تسلط او هستند. ميلان كوندرا پوشیدن روبنده هم در ایتالیا غیرقانونی اعلام شد. جالب این که در وضع کردن این قانون دو حزب چپ و راست ایتالیا با هم به توافق رسیدند. و جالب تر این که یکی از حمایت کنندگان اصلی این طرح٬ خانم مسلمان مراکشی است که در کابینه برلوسکونی کار میکرده و سر دبیر روزنامهای عربی زبان نیز هست. این خانوم در رابطه با حمایت از این طرح میگوید: "پوشیدن روبنده امری اسلامی نیست. وسیله ای علیه زنان است. من در دوران کودکی ام در مراکش هیچ زنی را با روبنده ندیده بودم. عجیب است که این جا میبینم! این قانون کمک میکند مجبور کردن زنان به پوشیدن روبنده توسط همسرانشان متوقف شود." قانون منع پوشیدن روبنده با حمایت گروه های حقوق بشر ایتالیا هم مواجه شده است. برخلاف برخی که فکر میکنند پوشیدن یا نپوشیدن روبنده جزو آزادی های فردی در انتخاب لباس است حقیقت این است که این خود زنان نیستند که پوشاندن صورتشان رو انتخاب میکنند٬ بلکه چیزی است که برادر٬ پدر یا همسر آن را امر کرده. مانند برخی زنان که پس از ازدواج به دستور همسر مجبور به خانه نشینی و عدم کار کردن در بیرون میشوند و عده ای آن را حق انتخاب زن در کار کردن یا نکردن میدانند. متن اصلی خبر روی سایت مجله تایم جمله روز: کافری که همه رو به کیش خود میپنداره خیلی بهتر از دینداری که خود رو بالاتر از همه میداند! منبع: روی فیس بوک دیدمش. تام سایر داره کم کم تموم میشه. خیلی بامزه است. این همه آتیش سوزوندن از یه بچه جای تقدیر داره. بالاخره رسیدم به اون قسمتش که دبیر ادبیاتمون میگفت٬ همونجا که تام و همشاگردیهاش یه گربه رو با نخ از بالای سر آقا معلم آویزون میکنند و گربه کلاه گیس آقا معلم رو از سرش برمیداره. وای چقدر به اینجاش که رسیدم خندیدم! خوشحالم که خوندمش. یکی از کارهایی که باید در طول زندگیم انجام میدادم هم انجام شد.




| Design By : Pichak |

