فیلم مقصد نهایی رو دیدید که شخصیتهاش میخوان از دست مرگ فرار کنن ولی مرگ همیشه دنبالشونه؟
دیروز توی ماشین داشتم با خودم فکر میکردم فرض کن الان یه کامیون از اون غولآساها از پشت بیاد بزنه و نصف تنم بمونه لای چرخاش و له بشم. بعد با خودم گفتم امکان نداره. کامیونها همیشه از جلو با ماشین تصادف میکنن نه عقب. اون ساعت از روز هم کامیونها اجازهی تردد ندارن. توی همین افکار بودم که یه دفعه یه کامیون خیلی بزرگ با سرعت از بغل سبقت گرفت و رد شد. هم خنده ام گرفته بود و هم متعجب شده بودم. بعضی وقتها مرگ از بغل گوش آدم رد میشه.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)