یادتونه تو کتاب "چراغها را من خاموش میکنم" جایی هست که خانم نوراللهی داره شعری رو با این مضمون میخونه :
بیدار شو خواهر
در دنیایی که جمیلهها با خون خود
فرمان آزادی ملتی را بر صفحهی تاریخ مینگارند
تنها لب گلگون و چشم مخمور داشتن شرط زن بودن نیست
همیشه فکر میکردم که منظورش از جمیله کیه و چون این اسم عربیه فکر میکردم منظور زنی تو دوران اوایل اسلام است. اما حالا که کمی به اطلاعاتم اضافه شده فکر کنم منظور از جمیله، "جمیله بوپاشا" است. زن مسلمان مبارز در جریان انقلاب الجزایر. حالا اینکه درست میگم یا نه رو باید از خود خانم پیرزاد پرسید!
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)