بعد از "باکره و کولی" گفتم ببینم روباه چه مدلیه. اول گفتم فارسی اثر رو بخونم که گویا تو همین چند سال اخیر چاپ شده ولی دیدم انگلیسیاش بهتره. کتاب مال سی- چهل سال پیش بود از انشارات بنتم ((Bantam با اون مارک خروس معروف تجاریاش و حاشیههای بیرونی کتاب که رنگ زرد زعفرونی شده بود. خوندم و خوندم وخوندم. کتاب نود و خوردهای صفحه بیشتر نبود و بنابراین یه روزه تموم شد. خیلی مزه کرد. خلاصه اینکه موضوع داستان خیلی جذاب بود و اصلن هم به اینکه یه روباه مییاد زندگی دو تا خواهر رو به هم میریزه نیست. اولن اصلن اون دو تا خواهر نیستند دوم اینکه به روابط این دو تا دختر خوب باید توجه کرد تا نفر سوم پیداش شه. این که باید توجه کرد برای اینه که وقتی پشت جلد کتاب رو خوندم نوشته بود عشق مثلثی و من هی فکر میکردم کجاش مثلثییه. به هر حال خودتون بخونید میفهمید. پشت کتاب هم چند تا عکس گذاشته بود از فیلم. روی جلد هم نوشته بود که اثری دیگر ازنویسندهی "معشوق لیدی چترلی" (برای جذب مخاطب) و پشت جلد هم گفته بود شهرت این شاهکار ادبی اون موقع که ملت توی دادگاه داشتند تصمیم میگرفتند که کتاب لیدی چترلی رو چاپ کنند یا نه لابهلای دعواهای حقوقی گم شد. سه تا عکس هم از فیلم گذاشته بود که حدود سی سال پیش گرفته شده بود.
این کتاب بود که بیحوصلگیم را برد.
پایان
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)