حالا میخواهم سرتاسر زندگی خودم را مانند خوشه انگور در دستم بفشارم و عصارهی آن را، نه شراب آن را، قطره قطره در گلوی خشک سایهام مثل آب تربت بچکانم. فقط میخواهم پیش از آنکه بروم دردهایی که مرا خرده خرده مانند خوره یا سلعه گوشهی این اتاق خورده است روی کاغذ بیاورم. چون به این وسیله بهتر میتوانم افکار خودم را مرتب و منظم بکنم.
بوف کور – صادق هدایت
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)