یادش به خیر! یه زمانی از این آدامسهای Love Is میاومد تو بازار. من هم از یه طرف از گندهگیش خوشم میاومد، از یه طرف دیگه طعمش رو دوست داشتم. همیشه میخریدمش. عکسهایی که این آدامسها داشت برام جالب بود. اون وقتها عکسهاش رو جمع میکردم (خب چیه! ملت اون موقع عکس هنرپیشهی هندی و بروسلی جمع میکردن!!! ما هم عکس آدامس).
اون موقع هنوز انگلیسیام خوب نبود و نمیفهمیدم روی عکسها چی نوشته. برای همین از خود عکسها سعی میکردم به متن پی ببرم. به یکی از دوستام هم که کلاس زبان میرفت نشون دادم و خواستم ترجمه کنه ولی نتونست (الکی از خودش یه چیزی درآورد ولی معلوم بود نفهمیده!) آخه سطح زبانش در حد مبتدی بود.
یه بار هم روی یه نیمکت یه دستهی بزرگ از این عکسها دیدیم که کش دورش انداخته بودند و صاحباش جاش گذاشته بود. نمیدونید چقدر دلم میخواست اون دسته عکسها مال من بود. یه نگاهی به عکسهاش کردم و بعد گذاشتماش سر جاش.
این همه گفتم تا بگم امروز دو سه تا از اون عکسها رو دیدم و کلی خاطره برام زنده شد.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)