« فاطمه اره » ... وقتی چشمم به این اصطلاح توی فرهنگ پارسی عمید افتاد خیلی خندیدم. آخه یاد همون لقبی افتادم که بعضیها برای عدهای بهکار میبرند!! (واضح است که در زمان آقای عمید اون عده وجود نداشتهاند که اون لقب رو هم براشون بهکار ببرند). حالا این سرکار خانم "فاطمه اره" کی هستند؟ کسی نیستند جز زنِ پینهدوز بغدادی در داستانهای هزار و یکشب.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)