نهم: پیاده که میشم یه خانمی حالش بد شده و کف زمین افتاده. دو سه نفر دورش جمع شدن و بقیه هم رفتن سوار شدن. در قطار داره بسته میشه اما یکی با زور خودش رو جا میکنه. تقریبا تمام تنش رو جا داده اما یکی از پاهاش از در موندن بیرون. مامور مترو میاد و تذکر میده. بالاخره پاهاش رو هم به زور جا میده و قطار حرکت میکنه.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)