یادش به خیر! یه زمانی از روی بدبختی و بیکاری مینشستم سریالهای «سیمای خانواده» رو میدیدم. توی همهشون هم موقع غذا که میشد آقاهه مینشست پشت میز غذا، بعد صداش رو بلند میکرد تا برسه به خانمه توی آشپزخونه. همیشه هم میگفت «خانم پس این غذا چی شد؟ بزرگه کوچیکه رو خورد». خانمه هم همیشه با لبخند همون موقع غذا رو میآورد سر میز.
به قول آمریکاییهاYuck :.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)