از مزایای کار کردن همزمان با ده تا صفحه اینترنتی و وبلاگ نویسی اینه که وقتی میخوای پستت رو ثبت کنی٬ میبینی صفحه اکسپایر شده و از بین رفته پستت.
فعلا بیخیال.
زیر دلم مثل لاستیک سفت شده. نمیدونم چرا. احساس میکنم یه پاکت قلوه سنگ قورت دادم و رفته ته دلم.
چقدر خوبه میری یه صفحه رو رنگی میذاری که دوست داری.
من از دیشب تا حالا نخوابیدم و دارم وبگردی میکنم. بار اول نیست البته. الانم دارم وبلاگ نیوشا رو میخونم که خیلی فرحبخشه.
فونتای این صفحه چند وقتیه ریز شدن و حل منو بد میکنن. هرکاری میکنم درست نمیشن.
بیخیال.
هیچی. گم شدم بین این همه صفحه.
بای
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)