حس بچهای رو دارم که میره مهدکودک و بقیه اذیتش میکنند و صورتش رو چنگ میاندازند و خوراکیهاش رو میدزدند و مسخرهاش میکنند و وقتی مییاد خونه و برای بزرگترها تعریف میکنه به حرفهاش وقعی نمینهند و جدی نمیگیرندش و فکر میکنند اغراق میکنه.
نمیخوام برم مهدکودک.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)