یه سری گیاه سبز بودند که علاوه بر گل و درخت چنار توی باغچهی مدرسهی راهنمایی ما کاشته بودند. اسمشون نمیدونم چیه. سبز پررنگ هستند و بوی خاصی میدن. شهرداری هم یه عالمهشون رو پشت دیوار مدرسه توی باغچهی پیادهرو کاشته بود. این گیاهها که نمیدونم اسمشون چیه کلی بوی خاصی داشتند. یه داروی گیاهی هست که چند وقته توی آینهی دستشویی گذاشتن که دقیقاً همین بو رو میده. یعنی من هر وقت پام رو میذارم توی دستشویی کلی خاطره از اون دوران برام زنده میشه از همین بو. آدم یاد اون جوکه میافته که یارو رفته بوده توی دستشویی میگفته اینجا بوی بابا رو میده!
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)