اه چه خواب چندشآوری دیروز میدیدم. خواب میدیدم رفتم داروخونه دوا بگیرم، بعد یارو جاش بهم میگه آدم سوخته بخوری بهتره. بعد فکر کنید یه ظرف پلو بهم دادن که روش یه دست کوچیک پخته شده بود. دست یه بچه بود و سیاه و لزج بود. چندشآورترین چیزی که میتونید تصور کنید. یعنی توی خواب حالم داشت به هم میخورد ها... ولی نمیتونستم از خواب بیدار شم. جالبه وسط اون هیروویر توی خواب یاد اون آیهی قرآن افتاده بودم که میگه "هرکس پشت سر دیگری بد بگوید گویی گوشت برادر مردهی خود را میخورد"!!! آخرش از خواب بیدار شدم ولی دهنم به هم چسبیده بود. فکر کنم اثر این همه فیلم عجقوجقی بوده که این چند روزه دیدم. وحشتناک نبودند فقط راجع به آدمایی بودند که در اثر مواد شیمیایی تغییر هویت داده بودند و آدمخوار شده بود. معلومه وقتی این همه صحنهی خوردن دست و پا و پختن آدم و توی یخچال گذاشتنشون رو ببینی شب هم از این خوابها ببینی. شانس نداریم که. همه دوستاشون بهشون فیلمهای اسکار گرفته و عالی میدن، به ما فیلم "پیچ اشتباهی دو" رو میدن تماشا کنیم!
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)