یکی از اتفاقات بد اینه که من دوباره معتاد به اینترنت شدم. شش ماه نبودم درست شده بودم ها... پارسال معتاد بلاگفا بودم٬ امسال معتاد فیسبوک شدم با اجازه شما. فیسبوک هم که شوخی نیست٬ هر کی حداقل ۸۰ تا عکس توی پروفایلش داره که دیدن همهشون کلی واسهام طول میکشه. آخه دارم تازه از این ور و اون ور دوستای قدیم رو پیدا میکنم و اد میکنم. شوخی که نیست نزدیک هشت ساله بعضیهاشون رو ندیدم! تازه هر کدومشون رو تو یه گوشه از دنیا پیدا کردم از آلبانی بگیر برو تا بوستون- فکر کنم فقط من اینجا موندم!!! ایشالا هم که خوششون باشه. ما اینجا میشینم از مانیتور عکسای اسکی رفتن آلبانی و کنار دریا رفتن کالیفرنیا و دیسکو رفتنهای لاسوگاسشون رو میبینیم. از تابستون فیسبوک داشتم ها ولی حوصلهام نمیاومد کسی رو اد کنم. یه چیز جالب دیگه این که حتی دوستایی که توی دبیرستان باهاشون سلام علیک نمیکردم رو هم اد کردم! بعد هم بعضی وقتا فضولیام گل میکنه میشینم کامنتهای زیر عکسهای ملت رو هم میخونم!
به نحوه کامنت گذاشتن ملت فقط دقت کنید:
so I gues iran really khosh ghozasht behet
تهشه. خلاصه خودم هم دو میلیون تا عکس جالب از مسافرتام به این ور و وان ور دارم که باید بذارمشون و واسشون کامنت بنویسم تا ملت بفهمن اینجا کجاست و چیه. خلاصه دیگه... اگه دیدید من چند وقتیه که نیستم و اینجا تار عنکبوت بسته٬ بدونید سرم به کجا گرم بوده میدونم آدم وقتی منتظره یه نفر آپ کنه و طرف اصلا یادش نمییاد یه وبلاگی داشته خیلی حرصآوره٬ ولی خب!
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)