از پارسال و پیرارسال (چه کلمهی عجیبی) که رفتم نمایشگاه و دیدم هیچ خبری نیست، پشت دستم رو داغ کرده بودم که عمراً امسال پا طرف نمایشگاه نذارم، ولی مثل اینکه نمایشگاه طلبیده ما رو! یه مدتیه بند کرده به یه دیکشنری چهار زبانه که تصویری هستش و قیمتش هم مناسبه، دفعههای اول که دیدمش دیکشنری اصلی بود و افست شده نبود اما جاهای بعدیکه رفتم دیدم افستش کردند و طبق معمول که ناشران داخلی باید خرابکاری کنند، برداشتن بعضی از عکسها رو که اصلا مورد خاصی هم نداره حذف کردند. این طوریه که توی دیکشنری میخونی «رقص باله»، ولی بالاش هیچ تصویری نمیبینی. آی من حرصم میگیره این جور وقتها. همیشه وقتی میدیدم تصویرهای کتاب زبانهامون رو دستکاری میکنند و زیر دامن خانمه شلوار سیاه میکشیدن آی بدم میومد. خلاصه گفتم شاید توی نمایشگاه بتونم خود دیکشنری اصلی رو پیدا کنم بدون هیچ گونه حذف و اضافهای. نتیجه این که: باز هم ما و نمایشگاه!
دیکشنری آکسفوردی که توی خونه دارم «اصل» هستش و آی حال میکنم وقتی ورقش میزنم. هیچ وقت روزی که رفتم خریدمش یادم نمیره. یه دیکشنری افست شده خریده بودم که تو صفحاتش پر از خرابکاری و لک بود و بعد یه روز دیدم چند صفحهاش نیست. از خدا خواسته بلند شدم رفتم فروشگاهی که از اونجا خریده بودمش. انصافا فروشگاه معتبری هست که بعدا سر فرصت راجع بهش حرف میزنم. خلاصه گفتم دیکشنریتون خرابه و قبول کردند عوضش کنم. بعد رفتم سمت قفسه دیکشنریها و دیدم خدای من... دیکشنری آکسفورد چاپ انگلستان، وکیوم شده، با کاغذ سبک مخصوص که توی ایران وجود نداره و بدون هیچ گونه دستکاری ناشران داخلی توی یکی از قفسهها نشسته و داره به من لبخند میزنه. فوری برداشتم و بدون پرداخت هیچگونه مبلغ زیادی و تنها با پرداخت دو هزار تومان اضافه، از شر دیکشنری قدیم کلفت با اون کاغذهای سنگینش راحت شدم. وقتی داشتم دیکشنری جدید رو باز میکردم بوی صفخاتش به مشامم میخورد. یه بوییه که تا حالا توی هیچ کتابی ندیدم و هنوزم که هنوزه گاهی صورتم رو نزدیک صفحاتش میگیرم و از بوش لذت میبرم. خب بسه دیگه، وگرنه ممکنه فکر کنید من دارم از عشق این دیکشنری میمیرم! هر چند خیلی خیلی خیلی دوستش دارم...
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)