یاهو سیصد و شصت داره میبنده. شنبه دیدم ایمیل زده که تا سیزده جولای بسته میشه و زود بند و بساطتون رو جمع کنید برید به قسمت جدید و با این لینک هم محتویات وبلاگتون رو از اونجا به صفحهی جدیدتون منتقل کنید. با اینکه سیصد و شصت همیشه به نظرم سرویس خیلی ضعیفی بوده، دلم یهو براش تنگ شد. نوشته بود اون کامنتایی که براتون گذاشته بودند و تِستِمُونیالها به صفحهی جدید منتقل نمیشه. دلم واسه کامنتایی که دوستام واسم گذاشته بودند سوخت. وبلاگم رو با اون چند تا پست کماش با کلیک یه لینک منتقل کردم به قسمت جدید. از اونجایی که میدونستم کسی به وبلاگ من اون تو علاقهای نداره، اون جا به انگلیسی واسه دل خودم بعضی وقتا مینوشتم. البته بیشتر عکس تزئینی میذاشتم و هر پستم شامل یک یا دو جمله بیشتر نمیشد.
چیزی که واقعا راجع به وبلاگ نوشتن اون تو دوست داشتم این بود که بدون هیچ ادا و اصولی میتونستی هر عکسی رو بخوای از روی کامپیوترت اونجا آپلود کنی؛ برعکس این بلاگفا که باید اول بری عکسات رو یه جا آپلود کنی، بعد وقتی با این سرعت کم و با بدبختی آپلود شد، لینکاش رو برداری بذاری توی پستت تا اون وقت جناب بلاگفا سرتون منت بذارن و عکس رو روی وبلاگتون ظاهر کنند. تازه اون وقت هم باید بنا به سلیقهی خودت اندازهی عکس رو درست کنی. اگه خیلی گنده باشه از کل وبلاگات هم میزنه بیرون. این بدی رو بلاگاسپات هم که توش آپلود کردن راحتتره، داره. یعنی اگه چند تا عکس بخوای توی یه پست بذاری و اندازههاشون متفاوت باشن با دردسر مواجه میشی؛ چون هماندازه کردن چند تا عکس با دست خیلی سخته. باورتون نمیشه یکی از دلایلی که توی وبلاگم عکس نمیذارم همینه. از بس که اعصابم رو خورد میکنه. اما سیصد و شصت عکس رو خیلی قشنگ بالای پستت ظاهر میکرد و با اینکه اجازه نمیداد توی یه پست بیشتر از یه عکس بذاری، اما همهی عکسها توی همهی پستها یه اندازه بود. و من این رو بینهایت دوست داشتم.
خوبی این صفحهی جدید اینه که کل صفحهات رو تا به یکی اجازه ندی نمیتونه بیاد بخونه. تو سیصد و شصت قبلی میشد اطلاعات شخصی و وبلاگات رو محرمانه کنی و تعیین کنی کی بتونه بخونشون ولی کامنتایی رو که بقیه واست میذاشتند واسه همه قابل رویت بود و من خوشم نمیاومد. به دوستام هم که نمیتونستم بگم آی واسه من کامنت نذارید؛ مسیج بذارید تو اینباکسم! ممکن بود بپرسن "وا... مگه تحت تعقیبی؟!" میشد یه کاری هم کنی هیشکی واست کامنت نذاره ولی اون مدلی رو هم دوست نداشتم، بیادبانه بود. تو سیستم قبلی تمهای مختلفی میتونستی واسه صفحهات انتخاب کنی اما تو سیستم جدید رنگ صفحهی همه ی کاربرها خاکستری-سفیده. فقط هم یه عکس میتونی بذاری، نه سه تا. نقد کتاب و فیلم و فید آراساس که نمیدونم چی هست رو هم نداره. قسمت پروفایلش هم چنگی به دل نمیزنه. تو هر دو سیستم میتونی تعیین کنی با سرچ ایمیل یا اسم و فامیلت پیدات کنن یا نه. در پایان از چیزایی که گفتم این نتیجه رو میشه گرفت که سیستم جدید یه خوبیهایی داره و یه بدیهایی. احساس میکنم صفحه رو از روی فیسبوک تقلید کردهاند و به نظرم هنوز کامل نشده. ولی خُب، هر چی بود: خداحافظ یاهو سیصد و شصت.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)