امروز با همون She's Going حرف میزدم. چی بگم؟ آدمای خوب زودتر از بقیه باید از کشور خارج شن. دلم نافرم واسش تنگ میشه. خیلی آدم جالبیه. دو دقیقه رو صندلی بند نمیشه بس که انرژی داره٬ دائما هم داره با هیجان حرف میزنه. همه حرفاش هم جالبن. خدا کنه یه چیزی بشه که نتونه از ایران بره! تنها همینو میتونم آرزو کنم.
]روزایی که از هفت صبح تا هشت شب بیرونم٬ وقتی میرم خونه احساس اینو دارم که سه روز گذشته! [
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)