داشتم بعضی از نظرات وبلاگم رو مرور میکردم که رسیدم به این نظر از دوید جکوب٬ دوست خوب و مهربونی که خارج از ایران زندگی میکنه. خیلی دلم گرفت. بخشی از اون رو میذارم اینجا:
"... من خودم همانطور که در وبلاگم هم بارها و بارها نوشتم عاشق ایران بوده و هستم، در زمان دوران هشت سالهی خاتمی که من پنج سال آخرش تقریبا لبنان بودم، ایران دوستداشتنیتر و قابل زندگیتر هم شده بود. هرچند با کلیات نظام مذهبی و دینی در هیچ جای دنیا موافق نیستم ولی باالنسبه ایران داشت روزهای خوبی رو میگذروند. اما در این دوران تاریک و سیاه 6 سالهی اخیر هر روز وضع بدتر و سیاهتر و متاسفانه ایران نابودتر و تاریکتر شده است. انصافا ایران امروز دیگر جای زندگی نیست. هرچند که هفتاد میلیون هموطن دوستداشتنی من در ایران زندگی میکنند ولی صادقانه بگم هر کسی که توانایی خروج از ایران رو داره در حال بیرون آمدن دیدهام و میبینم. هر کسی بسته به توانایی و شرایط ممکن. گروهی به بهانهی دانشگاه و درس و گروهی با ویزای مهاجرتی و گروهی با ویزای سرمایهگذاری و گروهی با ویزای اقلیتهای مذهبی و دست آخر هم با خروجهای غیرقانونی و پناهندگی و... اون قبیل مصائب..."
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)