دو تا پلیس نشستهاند توی ماشین پلیس و دارند توی یکی از محلههای درب و داغون شهر میرونند. یکیشون به اون یکی میگه "زنم چند وقت گذاشته رفته" و اون یکی جواب میده "همشون کثافتند". بعد چشمشون میخوره به دو تا دختر مو بلوند که کاپشن و شلوار چرمی سیاه تنگ پوشیدند و دارند رد میشن. یکی از پلیسها از پنجرهی ماشین رو به اون دو تا میگه "هی دخترها، کار نمیکنید؟" و یکی از اون دخترها هم زبونش رو واسه پلیسه در مییاره.
فیلم سفر دریایی (Cruising) این طوری شروع میشه و تو فکر میکنی راجع به فساد پلیس آمریکا تو دههی پنجاه باشه اما وقتی دروبین به سمت اون دو تا دختر لباس چرمی جلو میره متوجه میشی که دوتاشون صورتهای سه تیغه دارند و یکیشون هم با صدای لطیف مردونهای شروع به حرف زدن با پلیسها میکنه و اینجاست که میفهمی این دو تا اصلا دختر نیستن بلکه دو تا تنفروش مرد هستند. همینجاست که میفهمی با یه فیلم متفاوت طرفی و کنجکاو میشی ببینی بعدش چی میشه.
داستان فیلم سفر دریایی بدون مقدمه و وقتتلف کردن از همون اول فیلم شروع میشه: پلیس جسدهای قطعهقطعه شدهای رو هر بار پیدا میکنه و متوجه میشه همهشون مال مردهای جوون gay با موهای مشکی و قد متوسط هستند و برای اینکه قاتل رو شناسایی کنن یه پلیس جوون رو که ویژگیهای بدنی مشابه مقتولین داشته مامور میکنن بره تو محلههای محل زندگی و رفتوآمد gayها تا بتونه سرنخی از قاتل پیدا کنه.
نقش این پلیس جوون رو آل پاچینو بازی میکنه که با توجه به اینکه فیلم مال سال 1980 هستش یه ذره تیپش جواته! پلیس جوون هم که به دنبال ترفیع بوده این رو قبول میکنه و بدین ترتیب وارد دنیای gayها میشه و صد البته برای این که بهش شک نکنند وانمود میکنه که gay هستش.

بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)