من دورهی کودکیام فقط شیرخشک میخوردم و اون موقعها بهترین مزههای زندگیام همین مزهی شیرخشک و سر لاستیکی شیشهی شیرم بود. طوری که بعدها که بزرگتر شدم و شروع به غذا خوردن کردم باز هم با دیدن بچه کوچولوهایی که شیرخشک میخوردند دلم خیلی هوس این مادهی پودری و خوشمزه رو میکرد. از همون بچهگی از شیر طبیعی خیلی بدم میاومد و بعدها هم که بزرگ شدم وقتی نوزادهایی رو بغل میکردم که شیر طبیعی میخوردن٬ بوی شیری که از دهن و کنار گردنشون میاومد حال منو بد میکرد چون یه بوی خاصی داشت. خلاصه این نفرت و احساس تهوع از شیر آدمیزاد و بویاش همین طوری ادامه داشت که چند وقت پیش توی یکی از خبرها خوندم یه مغازهى بستنیفروشی توی لندن بستنیهایی میفروشه که از شیر انسان درست شده و برای این که توجه مردم رو به این بستنی ها بیشتر جلب کنه اسمشون رو میذاره بیبی گاگا. لیدی گاگا هم گویا زیاد به مذاقش این نام گذاری خوش نیومده و تهدید کرده ممکنه از دست صاحب این مغازه شکایت کنه. امروز هم خوندم سازمان بهداشت انگلیس بستنی ها رو جمع کرده تا اول از بهداشتی بودن و بی خطر بودنشون مطمئن شه. همه این ها رو بذارید کنار٬ شما فقط قیافه و حال منو تصور کنید موقع خوندن این خبر و دیدن عکس اون بستنیها.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)