لُپ سمت راستم به خاطر عصبکشی باد کرده و اندازهی یه گردو شده. قیافهام رو که توی آینه میبینم یاد مرد فیلنما یا همون Elephant Man میافتم. احساس میکنم یه سنگ گذاشتن توی فکم. هی به روی خودم نمییارم اما اذیتم میکنه. از اون روز که از دندونپزشکی اومدم تا الان یه بسته کدئین و یه بسته ژلوفن رو تموم کردم و اون ود تا بستهی دیگه هم به نیمه رسیدهاند. خودم موندم چطوری این همه قرص خوردم و هیچیام نشده. قیافهى باد کردهام منو یاد اون قسمت کارتون جودی آبوت میاندازه که جودی مریض بوده و لوزههاش ورم کرده بودن و صورتش رو با دستمال سفت بسته. من برخلاف خیلیها که جودی رو خیلی دوست داشتن بیشتر عاشق جولیا و اون موهای طلایی کوتاهش و قد بلند و اندام باریکش بودم و رفتار تفاخرآمیزش.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)