ماه کامل از لابهلای پردههای اتاقم سرک کشیده و هر از گاهی برمیگردم و نگاهش میکنم. دارم دنبال شعرهای سافو هم میگردم. به فارسی که چیزی یافت مینشود! طبق معمول دنیای انگلیسی زبان دستم رو گرفت و پا به پا برد. اسم یکی از شعرهای سافو «ماه» هستش. حالا که خوندن این شعر و سرک کشیدن ماه بدر با هم همزمان شدن٬ دلم هوس کرد شعر رو ترجمه کنم:
ستارگان گرداگرد ماه دلفریب
به خاموشی میگرایند و ناپدید میشوند٬
آنگه که رخسار سیمین فامش قرص و کامل
شناکنان جلوه گر شده و در فضا نور میپاشد.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)