یه جا خوندم از شکم یه مار بوآ عکس برداری کردند و شیش تا توپ تنیس اون تو پیدا کردند که با جراحی از شکمش خارج کردند. طفلکی فکر کرده بوده توپ تنیس ها تخم مرغند و با کلی ذوق بلعیده بوده شون. هی یاد جوک اون ماره می افتم که چند سال عاشق یه مار دیگه بوده اما آخر سر میفهمه طرف شلنگ بوده!
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)