خیلی وقتها پیش یه بازی کامپیوتری دیدم به اسم گرینچ. تمام بازی توی کریسمس اتفاق میافته. گرینچ با اون قیافهی سبز خندهدارش بداخلاق به نظرم میومد. چند وقت پیش توی تلویزیون دیدم فیلمی هم با عنوان گرینچ ساخته شده و بازهم کاری نداشتم. تا اینکه رمز این موجود رو شناختم: گرینچ از کریسمس متنفره و دکتر سوئز، شاعر طنزسرا و فیلسوف آمریکایی دلایل نفرت گرینچ از کریسمس رو در شعری بیان کرده و سعی کرده اعماق ذهنش رو بکاوه. حالا بذارید ببینم چیز بیشتری ازش پیدا میکنم یا نه.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)