از خواب پاشی مصمم، بگی امروز می شینم فقط تا عصر یه نفس این کتابه رو می خونم تا به یه جایی برسه. دو روز خیلی بی نظم و بد خوندمش. قرار بود بر طبق برنامه ریزیم روز چهارم تمومش کنم اما هنوز حتا به وسط هم نرسیدم. امروز سعی می کنم تا دو سوّمش رو بخونم. مرد زنجبیلی رو میگم. تقصیر من هم نیست البته خود رمان خیلی پیش نمیره. حالا تا آخر امشب میام مینویسم چند صفحه خوندم.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)