شازده کوچولو گفت: بیا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته...
روباه گفت: نمیتوانم باهات بازی کنم. هنوز اهلیام نکردهاند آخر.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: معذرت میخواهم.
اما فکری کرد و پرسید: اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: تو اهل اینجا نیستی. پی چی میگردی؟
شازده کوچولو گفت: پی آدمها میگردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: یک چیزی است که پاک فراموش شده. معنیاش ایجاد علاقه کردن است.
– ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچهای مثل صد هزار پسر بچهی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا میکنیم. تو واسه من میان همهی عالم موجود یگانهای میشوی من واسه تو.
شازده کوچولو- آنتوان دو سنت اگزوپری
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)