راضی از کاری که در حال انجامشم میرم سر وقت بسته گلابیها. میگم خوب! حالا نوبت شماهاست. یه کاسه شکر رو می ریزم تو قابلمه با آب جوشیده از کتری. روی بسته گلابی ها رو می خونم ۱ kg. حالا ۲ تا گلابی رو کمپوت می کنم اگه خوب شد بقیه اش رو هم. گلابی های چاق و سفید رنگ رو از وسط به چهار قسمت تقسیم می کنم و میندازمشون تو قابلمه. ۱۵ دقیقه بعد گلابیها همچنان سفت و سفید توی قابلمه دارن میجوشن. نیم ساعت بعد بهشون چنگال میزنم و میگم خجالت نمکیشید. سیب زمینی بود الان پخته بود. گلابیها زبون درازی میکنند و میگن نه! ۱۵ دقیقه بعد. گلابی ها همچنان سفت. بهشون میگم چرا کمپوت نمیشید شما. گلابیها زبون درازی میکنند و میگن چون دوست نداریم. بهشون میگم آدمتون می کنم. میرم سراغ بقیه کارها. یه ساعت گذشته. گلابیها نرم نرم. آب کمپوت کم شده. گلاب و هل اضافه می کنم و میزارم چند دور دیگه بجوشه. زیر گاز رو خاموش می کنم. گلابیهای زرد و عسلی رو می چینم تو کاسه چینی و آب طلایی رنگ غلیظ رو می ریزم روشون. از تو کاسه بوی قنادی های ایران میزنه بالا. بهشون میگم ممنون گلابیها.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)