از پارسال که جایی خواندم گونتر گراس کتابی دارد به اسم "از دفتر خاطرات یک حلزون" گیر داده ام که باید این کتاب رو پیدا کنم. نه گونتر گراس رو خوب می شناسم و نه تا به حال هیچ کتابی ازش خوانده ام. حتا طبل حلبی پر آوازه اش هم تا به حال نظرم را جلب نکرده. امروز که باز گیر داده بودم کتاب رو به انگلیسی یا فارسی پیدا کنم دستم رفت روی لینک دانلود کتاب "آموزش پرورش حلزونهای خوردنی" و کتاب شروع به دانلود کرد. یاد فیلمی فرانسوی میفتم که مردی چشم سبز بود و دوستی داشت و با هم به جمع آوری حلزون برای رستوران می رفتند و هر دو خوش و خرّم بودند تا اینکه سر و کله یه دختری پیدا میشود و دوستیشان کمرنگ میشود اما دختر بی وفائی می کند و دو دوست دوباره به هم بر میگردند. وقتی فیلم را میدیدم با خودم می گفتم چه خوب دوستی دو نفر پا بر جای ماند. کتاب از دفتر خاطرات حلزون اما هنوز پیدا نشده.
بعضی وقتا کامنتها رو دیر جواب میدم. به گیرندههای خود دست نزنید. دلیلش اینه یا عجله برای نوشتن مطلب جدید داشتم یا میخوام به نظراتتون با فراغ بال و سر فرصت (تقاطع فرصت و وصال شیرازی) جواب بدم :)